یه گردش خاص
سلااااااااام سلاااام خوبید ؟ رادوین عسلم خوبی مامان ؟
18 تیر ماه سالگرد اشنایی من و احسان بود و الان 4 سال از اون روز قشنگ داره میگذره 18 تیر ماه بود که استاد موسیقی ام احسان منتظر جواب مثبت بود .
این خاطره رو هر سال تو تاریخ 18 تیر ماه ثبت میکنم چون برام روز قشنگ و خاطرانگیز هست . احسان خان ازم خواست که با هم بریم جاده الموت و دنبال تک درخت میگشت و بالاخره زیر تک درخت نزدیک رجایی دشت نشستیم و مشغول صحبت کردن و بالخره احسان حرف دلش رو زد
و منم کلی کلاس گذاشتم و گفتم بعدا بهت جواب میدم . تو تاریخ 23 تیر ماه اومدن خونمون برای اشنایی ..... ولی چون خواهر شوهری (عمه جون) اروپا بودن نتونستیم مراسمی رو بگیریم و منتظر اومدن خواهر شوهری بودیم تا تو تاریخ 21 مرداد جشن نامزدی گرفتیم این بود خاطره اشنایی ونامزدی .و ما هر سال باید تو تاریخ 18 تیر ماه بریم جایی که برامون پر از خاطره هست و امکان نداره که یادممون بره 

تک درخت قشنگ

رادوین جوجو در حال زغال بازی

تو این گردش مانی جون (مامانم ) بابا حسن و خاله نگین همراهمون بودن


بابا حسن در حال جمع اوری زباله های رو زمین و رادوین هم یاد گرفته که نباید اشغال زمین بریزه و کار خوبی نیست .

رادوین در حال جستجوی ادامس از کیف خاله نگین


پسر قشنگم و احسان عزیزم دوستتون دارم
من تورا
میان درخت های طلایی
و کنج اسمان صاف
پیدا کردم
من تورا درون لبخند ی
که به ساقه ی سبزی ٬ پدر شد ٬ باور کردم
وقتی به تو ایمان آوردم
که شدی بود و نبودم ...
که شدی ریشه ی جگرگوشه ام رادوین
دوستت دارم .
رومینا
الهی هممون وقتی پیر بشیم که بدونیم حسابی جوونی کردیم نه اینکه به صرف زندگی کردن بسوزیم و بسازیم .


یه گردش خاص 





